مرتضى مطهري

321

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

همچنان كه تسليم هم نشد . امام حسن از خلافت كناره گيرى كرد ، طبق يك قرارداد كه در چند ماده تنظيم شده بود . امام حسن متصدى خلافت بود . خلافت پست است و قبول مسئوليت جان و مال و ناموس و ايمان و فرهنگ جامعه . يك مقام كانديدا براى خلافت - و حتى منصوص - مىتواند در شرايط نامساعد از قبول اين پست امتناع ورزد ، آنچنان كه على بعد از پيغمبر براى خلافت قيام نكرد و خود را به كشتن نداد و بعد از قتل عثمان صريحاً فرمود : * ( دعونى و التمسوا غيرى . . . ) * امام حسن متصدى خلافت بود و مسئول جان و مال و ناموس مردم از اقصى بلاد شرق تا غرب و شمال و جنوب اسلامى . مسئول آن كه در يمن زندگى مىكرد نيز بود . ادامهء مقاومت در برابر معاويه يعنى جان صدها هزار سرباز و مردم عادى و غيرنظامى را در مقابل هجومها و شبيخونهاى معاويه به خطر انداختن ، آنچنان كه قبلًا بسر بن ارطاة را به يمن و سفيان غامدى را به انبار فرستاد . پس نهايت مقاومت امام حسن كشته شدن خودش نبود ، بلكه تحليل رفتن تدريجى يك دولت و فناى تدريجى سربازانش و [ در ] مخاطره قرار گرفتن جان و مال و ناموس مردم غيرنظامى بود . اما امام حسين يك معترض و يك ثائر و آمر به معروف و ناهى از منكر بود در مقابل متصديان و مسئولان امر . او فقط مسئول جان [ خود ] و فرزندان و اصحاب بيعت كنندهء خودش بود و به همين دليل در شب عاشورا مسئوليت فرزندان و ياران را نيز از خود برداشت كه آنها به حساب او كشته نشوند ، ولى آنها آمادگى خود را منهاى بيعت اعلام كردند . اساساً معنى ندارد كه يك فرد به نيابت ديگران انقلاب كند ، و اين تفاوت عظيم موقف امام حسن و موقف امام حسين است امام حسن در موقف يك مقام مسئولِ حفظ جان و مال مردم است و امام حسين در موقف يك مقام منتقد و معترض كه قيام و مقاومتش براى ديگران هيچ گونه خطر ناخواسته ايجاد نمىكند . بعلاوه از امام حسين بيعت مىخواستند و امضاى صحت خلافت